خرید طلای بانکهای مرکزی از سال ۲۰۲۲ تاکنون یکی از روندهای ساختاری معماری ذخایر جهانی است. آخرین آمار شورای جهانی طلا نشان میدهد این روند در تابستان ۲۰۲۶ همچنان ادامه دارد، هرچند با سرعتی نامنظم. این گزارش بررسی میکند خرید طلای بانکهای مرکزی چه چیزی دربارهٔ آیندهٔ دلار، تنوعبخشی ذخایر و ریسک ژئوپلیتیک میگوید. همچنین توضیح میدهد چرا این روند را نباید به یک سیگنال سادهٔ صعود قیمت تقلیل داد.
تریگر جدید؛ خرید بانکهای مرکزی هنوز ادامه دارد
آخرین آماری که شورای جهانی طلا در ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر کرد، نشان میدهد بانکهای مرکزی در ژوئیه خرید خالص طلا داشتهاند. این خرید خالص در مجموع به ۲۳ تن رسید.
در همین ماه، چین ۲۰ تن و لهستان ۸ تن به ذخایر خود اضافه کردند، در حالی که روسیه ۶ تن فروش خالص داشت. مجموع خریدهایی که بانکهای مرکزی از ابتدای سال گزارش کردهاند، حدود ۱۳۰ تن است.
این آمار بهتنهایی یک روند صعودی خطی را اثبات نمیکند. حتی آمار سال ۲۰۲۶ نشان میدهد سرعت خرید در فصلهای مختلف تغییر کرده است. در سهماهه اول، خرید خالص برآوردی ۲۴۴ تن بود؛ اما در بازبینی سهماهه دوم، این رقم به ۲۸۹ تن رسید. شورای جهانی طلا در گزارش فصل دوم تصریح کرده که خرید سهماهه دوم پس از یک دورهٔ کندتر، به رکوردی برای فصل دوم رسیده است.
پس با یک «خرید بیوقفه و بدون توجه به قیمت» مواجه نیستیم. با یک تغییر تدریجی در نقش طلا در مدیریت ذخایر مواجهیم.
آیا این یعنی بانکهای مرکزی به دلار اعتماد ندارند؟
این سادهترین روایت است؛ اما احتمالاً دقیقترین روایت نیست.
اگر بانک مرکزی مقدار بیشتری طلا بخرد، لزوماً به این معنا نیست که قصد دارد دلار را کنار بگذارد. مدیریت ذخایر رسمی اساساً مسئلهٔ تنوع، نقدشوندگی، حفظ ارزش و مدیریت ریسک است. یک مدیر ذخایر میتواند همزمان دلار، یورو، اوراق دولتی و طلا داشته باشد، بدون اینکه خرید یکی به معنای خروج کامل از دیگری باشد.
نظرسنجی ۲۰۲۶ شورای جهانی طلا این موضوع را بهخوبی نشان میدهد. در این نظرسنجی، ۸۹ درصد مدیران ذخایر انتظار داشتند ذخایر طلای بانکهای مرکزی در ۱۲ ماه آینده افزایش یابد. ۴۵ درصد نیز انتظار داشتند خودِ نهادشان طلای بیشتری خریداری کند. همچنین ۸۳ درصد پاسخدهندگان انتظار داشتند سهم طلا در ذخایر جهانی طی پنج سال آینده افزایش یابد.
این اعداد بیشتر از آنکه «فروش دلار» را نشان دهند، از افزایش اهمیت طلا در کنار سایر اجزای ذخایر خبر میدهند.
چرا طلا برای یک بانک مرکزی متفاوت است؟
برای سرمایهگذار خصوصی، طلا یک دارایی است. برای بانک مرکزی، طلا میتواند بخشی از زیرساخت ذخیرهٔ ارزش و مدیریت ریسک ترازنامه باشد.
طلا ویژگیهایی دارد که برای مدیریت ذخایر رسمی اهمیت پیدا میکنند:
- به تعهد مستقیم یک دولت یا شرکت وابسته نیست؛
- در بازار جهانی معامله میگردد؛
- در دورههای مختلف تاریخی نقش ذخیره ارزش داشته است؛
- میتواند به تنوعبخشی ذخایر کمک کند؛
- و برخلاف اوراق بدهی، ریسک اعتباری ناشر ندارد.
اما این ویژگیها به معنی «بدون ریسک بودن» طلا نیست. قیمت طلا نوسان دارد، نگهداری و جابهجایی آن هزینه دارد و شکل مالکیت و محل نگهداری میتواند برای یک بانک مرکزی اهمیت عملیاتی داشته باشد.
بنابراین طلا یک ابزار مدیریت ریسک است، نه حذفکنندهٔ ریسک.
مسئلهٔ اصلی، ژئوپلیتیک است
بخش مهمی از تغییر رفتار بانکهای مرکزی را باید در محیط ژئوپلیتیک دید. ذخایر خارجی فقط یک حسابداری مالی نیستند؛ بخشی از ظرفیت یک کشور برای مدیریت بحران خارجیاند.
وقتی تحریمها، محدودیتهای مالی، مسدودی داراییها یا تغییر روابط تجاری به متغیرهای مهمتری تبدیل میگردند، معنای مدیریت ذخایر هم تغییر میکند. در چنین شرایطی، مدیر ذخایر ممکن است به داراییهایی تمایل پیدا کند که با اوراق و ارزهای دولتهای خارجی متفاوتاند.
نظرسنجی ۲۰۲۶ شورای جهانی طلا نیز نشان میدهد که تنوعبخشی و مدیریت ریسک همچنان از محرکهای مهم تصمیمگیری ذخایر هستند. نااطمینانی ژئوپلیتیک، نرخهای بهره و چشمانداز تورم هم در این تصمیمها اهمیت دارند.
این دقیقاً جایی است که خرید طلا را باید از پیشبینی قیمت جدا کرد. بانک مرکزی ممکن است طلا بخرد، حتی اگر انتظار نداشته باشد طلا در کوتاهمدت بهترین عملکرد را داشته باشد؛ زیرا هدفش لزوماً بیشینهکردن بازده نیست. هدف میتواند کاهش آسیبپذیری کل ذخایر باشد.
یک تفاوت مهم: سرمایهگذاری در طلا با معماری ذخایر یکی نیست
اگر یک سرمایهگذار خصوصی طلا بخرد، معمولاً یکی از این پرسشها مطرح است: «قیمت طلا بالا میرود؟»
اما برای بانک مرکزی سؤال میتواند متفاوت باشد: «اگر یکی از اجزای ذخایر ما تحت فشار قرار گرفت، آیا ساختار ذخایرمان همچنان قابل اتکا است؟»
این تفاوت، رفتار خرید را تغییر میدهد. سرمایهگذار میتواند به بازدهٔ نسبی طلا در برابر سهام یا اوراق فکر کند. بانک مرکزی علاوه بر این، به نقدشوندگی، تنوع، ریسک طرف مقابل، دسترسی در شرایط بحران و ترکیب کل ذخایر نگاه میکند.
به همین دلیل، افزایش خرید رسمی طلا را نباید مستقیماً به معنی انتظار بانکهای مرکزی برای جهش قیمت طلا ترجمه کرد.
چرا روند خرید از سال ۲۰۲۲ مهمتر از یک ماه خاص است؟
یک ماه خرید یا فروش میتواند تحت تأثیر عوامل عملیاتی و کوتاهمدت قرار بگیرد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، تغییر افق زمانی است.
طبق آمار شورای جهانی طلا، بانکهای مرکزی در چهار سال اخیر بهطور متوسط سالانه حدود ۱۰۰۰ تن طلا انباشت کردهاند؛ در حالی که متوسط دههٔ قبل حدود ۵۰۰ تن بوده است.
در سال ۲۰۲۵، خرید رسمی به ۸۶۳ تن رسید؛ رقمی کمتر از سه سال قبل که خریدها از ۱۰۰۰ تن عبور کرده بود. با این حال، این رقم همچنان بهطور معناداری بالاتر از متوسط سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۱، یعنی حدود ۴۷۳ تن، باقی ماند.
این مقایسه مهمتر از آن است که صرفاً بگوییم «بانکهای مرکزی طلا میخرند». آنچه تغییر کرده، سطح معمول تقاضای رسمی است.
چین و لهستان چه چیزی را نشان میدهند؟
رفتار خریداران بزرگ نیز یکدست نیست.
لهستان در سال ۲۰۲۵ بزرگترین خریدار رسمی بود و ۱۰۲ تن به ذخایر خود افزود. شورای جهانی طلا گزارش کرده که این کشور در پایان سال ۵۵۰ تن طلا داشت و سهم طلا از ذخایر آن به ۲۸ درصد رسید.
چین نیز در سال ۲۰۲۵ خرید رسمی خود را ادامه داد و در سال ۲۰۲۶ سرعت خرید خود را در ماههای اخیر افزایش داد. گزارش سپتامبر شورای جهانی طلا میگوید بانک مرکزی چین از ماه مه ۲۰۲۶ خریدهای ماهانهٔ دورقمی داشته است. این کشور در ژوئیه هم ۲۰ تن دیگر به ذخایر خود افزود.
اما انگیزهٔ کشورها را نباید یکسان فرض کرد. ساختار ذخایر، ترکیب تجارت خارجی، وضعیت ارزی، سیاست پولی، روابط ژئوپلیتیک و اهداف داخلی هر کشور متفاوت است.
پس «خرید بانکهای مرکزی» یک معاملهٔ واحد نیست؛ مجموعهای از تصمیمهای متفاوت با یک وجه مشترک است: افزایش توجه به نقش طلا در ذخایر رسمی.

یک نکتهٔ مهم دربارهٔ آمار خرید
در تحلیل تقاضای رسمی طلا، یک مشکل روششناختی وجود دارد: همهٔ خریدها را بلافاصله گزارش نمیکنند.
شورای جهانی طلا در بررسی سال ۲۰۲۵ اشاره کرده بود که خرید گزارشنکرده همچنان قابلتوجه است. فاصلهٔ میان برآورد Metals Focus و رقمی که بانکهای مرکزی رسماً اعلام میکنند، فعالیتهایی را نشان میدهد. این فعالیتها ممکن است با تأخیر در آمار رسمی ظاهر گردند.
بنابراین عدد رسمی را نباید با دقتی بیشتر از کیفیت آمار موجود تفسیر کرد. «رقم ۱۳۰ تنی که در آمار رسمی آمده» با «۱۳۰ تن کل خرید واقعی» یکی نیست.
این تمایز برای تحلیل حرفهای مهم است. بخشی از جذابیت طلا در این سالها دقیقاً به رفتار نهادهایی برمیگردد که اطلاعات ذخایر خود را کامل و سریع منتشر نمیکنند.
آیا طلا در حال جایگزینی دلار است؟
فعلاً چنین نتیجهای بیش از حد قوی است. دقیقتر این است که بگوییم طلا در حال بازگشت به نقش پررنگتری در معماری ذخایر رسمی است. این دو جمله تفاوت زیادی دارند.
اگر بانکهای مرکزی به سمت تنوعبخشی حرکت کنند، میتوان انتظار داشت سهم طلا افزایش یابد بدون اینکه دلار نقش مرکزی خود را از دست بدهد.
حتی نظرسنجی ۲۰۲۶ شورای جهانی طلا نیز این تصویر را پیچیدهتر میکند: ۷۴ درصد پاسخدهندگان انتظار داشتند سهم دلار از ذخایر جهانی طی پنج سال آینده کاهش یابد، اما این بهمعنای حذف دلار نیست؛ کاهش سهم یک ارز در سبد ذخایر میتواند همزمان با حفظ نقش محوری آن رخ دهد.
بنابراین بهتر است بهجای واژههایی مانند «جنگ طلا علیه دلار»، از مفهوم تنوعبخشی معماری ذخایر استفاده کنیم.
پیامد آن برای بازار طلا چیست؟
خرید بانکهای مرکزی یک ویژگی متفاوت با تقاضای سفتهبازانه دارد: میتواند افق زمانی طولانیتری داشته باشد.
سرمایهگذار کوتاهمدت ممکن است به نرخ بهره، دلار، موقعیتهای معاملاتی یا جریان ETF واکنش نشان دهد. اما بانک مرکزی میتواند با افق چندساله تصمیم بگیرد. به همین دلیل، تقاضای رسمی، حتی اگر در هر فصل نوسان کند، برای بازار طلا یک لایهٔ ساختاری میسازد.
البته این به معنی کف قیمتی یا تضمین رشد طلا نیست. خود شورای جهانی طلا نیز نشان میدهد که بانکهای مرکزی به قیمت حساساند و در دورههای جهش شدید قیمت میتوانند سرعت خرید را کاهش دهند. در سال ۲۰۲۵، با وجود خرید ۸۶۳ تن، سرعت خرید نسبت به سالهای بالاتر کاهش یافت. این نهاد تصریح کرد که ارزش بالای طلا میتواند رویکرد بانکهای مرکزی را محتاطتر کند.
پس تقاضای رسمی حساسیت قیمتی دارد، اما لزوماً کوتاهمدت نیست.
حالا چه چیزهایی را باید رصد کرد؟
برای فهم اینکه این روند ساختاری است یا در حال تغییر، چند متغیر اهمیت بیشتری دارند:
- خرید ماهانهٔ بانکهای مرکزی. نه فقط مجموع سالانه؛ بلکه اینکه آیا خریداران بزرگ به خرید ادامه میدهند یا نه.
- سهم طلا در کل ذخایر. افزایش حجم خرید بهتنهایی کافی نیست؛ باید دید طلا در معماری کلی ذخایر چه سهمی پیدا میکند.
- رفتار چین و سایر اقتصادهای نوظهور. ادامهٔ خرید توسط چند بانک بزرگ میتواند نشانهای مهمتر از خریدهای پراکنده باشد.
- محل نگهداری ذخایر. نظرسنجی ۲۰۲۶ شورای جهانی طلا نشان میدهد موضوع تنوعبخشی محل نگهداری طلا نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
- رابطهٔ طلا با نرخ بهرهٔ واقعی، دلار و ریسک ژئوپلیتیک. این متغیرها برای تفکیک تقاضای رسمی از سایر موتورهای قیمت ضروریاند.
خرید طلای بانکهای مرکزی را نباید به یک سیگنال ساده برای خرید یا فروش طلا تبدیل کرد. آنچه آمار ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نشان میدهند، بیشتر از یک موج سفتهبازانه است: طلا دوباره در حال تبدیلشدن به یک جزء مهمتر از معماری ذخایر رسمی است.
این تحول را میتوان نتیجهٔ ترکیبی از تنوعبخشی، مدیریت ریسک ژئوپلیتیک، نگرانی دربارهٔ تورم و نرخ بهره و تمایل به کاهش تمرکز ذخایر دانست. اما از این گزاره نمیتوان نتیجه گرفت که بانکهای مرکزی در حال ترک دلار هستند یا قیمت طلا الزاماً باید صعودی بماند.
تفسیر دقیقتر این است: بانکهای مرکزی الزاماً علیه یک ارز رأی نمیدهند؛ آنها در حال بازنگری در میزان وابستگی خود به یک معماری واحد ذخایر هستند. و همین تفاوت، دلیل اهمیت خرید رسمی طلاست.
اگر میخواهید بدانید تخصیص طلا در معماری داراییهای شخصی شما چه معنایی دارد، تیم نکسچر میتواند این گفتوگو را برایتان باز کند.
پرسش و پاسخ
خیر، لزوماً نه. بانکهای مرکزی معمولاً همزمان دلار، یورو، اوراق دولتی و طلا در ذخایر خود نگه میدارند. مدیریت ذخایر رسمی بر تنوع، نقدشوندگی و کاهش ریسک تمرکز دارد، نه انتخاب یک دارایی بهجای دیگری. نظرسنجی ۲۰۲۶ شورای جهانی طلا هم نشان میدهد اکثر مدیران ذخایر افزایش سهم طلا را پیشبینی میکنند. با این حال، این افزایش لزوماً به معنای کاهش نقش محوری دلار نیست.
چون خرید رسمی طلا تحت تأثیر عوامل کوتاهمدت و عملیاتی هر کشور قرار میگیرد، نه یک روند خطی ثابت. برای نمونه، در سهماههٔ اول ۲۰۲۶ خرید خالص ۲۴۴ تن برآورد شد، اما بازبینی سهماههٔ دوم این رقم را به ۲۸۹ تن رساند. با این حال، روند چندسالهٔ خرید همچنان بالاتر از میانگین دههٔ گذشته باقی میماند.
چون همهٔ بانکهای مرکزی خریدهای خود را بلافاصله گزارش نمیکنند. طبق بررسی شورای جهانی طلا، میان برآورد Metals Focus و رقمی که بانکهای مرکزی رسماً اعلام میکنند فاصلهای وجود دارد. این فاصله فعالیتهایی را نشان میدهد که معمولاً با تأخیر در آمار رسمی میآیند. به همین دلیل، رقم ۱۳۰ تنی سال ۲۰۲۶ را باید یک برآورد اولیه دانست، نه عدد نهایی.
خرید رسمی طلا یک ویژگی متفاوت با تقاضای سفتهبازانه دارد: افق زمانی طولانیتر. این تقاضا حتی در نوسانات فصلی، برای بازار طلا یک لایهٔ ساختاری میسازد. اما این به معنای کف قیمتی یا تضمین رشد نیست؛ شورای جهانی طلا نشان میدهد بانکهای مرکزی هم به قیمت حساساند و در جهشهای شدید قیمتی میتوانند سرعت خرید را کاهش دهند.

دیدگاهتان را بنویسید