اقتصاد جهانی در دوراهی شوک انرژی و سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی

شوک انرژی و هوش مصنوعی در تحلیل نکسچر

نوشته شده توسط

در

اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ تحت تأثیر دو نیروی متضاد قرار دارد. شوک انرژی ناشی از جنگ فشار تورمی و هزینه‌ای ایجاد کرده است. موج سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی نیز بخشی از تقاضا، تولید و رشد را تقویت کرده است.

این دو نیرو مستقل نیستند و هم‌زمان بر رشد، تورم، سرمایه‌گذاری و سیاست پولی اثر می‌گذارند؛ اقتصاد جهانی را نمی‌توان تنها با یک متغیر توضیح داد.

جدیدترین به‌روزرسانی رسمی IMF در ژوئیه ۲۰۲۶ رشد جهانی را برای ۲۰۲۶ حدود ۳ درصد و برای ۲۰۲۷ حدود ۳.۴ درصد برآورد کرد. این گزارش توضیح داد شوک جنگی بر واردکنندگان انرژی فشار می‌آورد؛ تقاضای فناوری نیز به اقتصادهای متصل کمک می‌کند.

اما این تعادل شکننده است. در اول سپتامبر، مدیرعامل IMF هشدار داد که شوک انرژی هنوز پایان نیافته؛ کشورها باید ذخایر نفت و گاز را دوباره پر کنند. سرمایه‌گذاری عظیم در AI نیز خود تقاضای انرژی را بالا برده است.

پرسش اصلی این نیست که «انرژی بد است یا AI خوب»؛ پرسش مهم‌تر این است: آیا AI می‌تواند فشار عرضه انرژی را خنثی کند یا خودش به یکی از کانال‌های تشدیدکننده تقاضای انرژی تبدیل خواهد شد؟

نقطه شروع: اقتصاد جهان اکنون با یک موتور واحد حرکت نمی‌کند

یک طرف معادله، شوک عرضه انرژی است. انرژی گران‌تر یا کمیاب‌تر هزینه حمل‌ونقل، تولید و مصرف خانوار را بالا می‌برد و فشار بر تورم و قدرت خرید ایجاد می‌کند.

طرف دیگر، سرمایه‌گذاری فناورانه است. سرمایه‌گذاری در مراکز داده، تراشه، شبکه و زیرساخت برق به‌عنوان یک موتور تقاضا عمل می‌کند و اثر آن به صنایع سرمایه‌ای و ساخت‌وساز نیز می‌رسد.

پس اقتصاد جهانی اکنون در وضعیتی «دو‌موتوره» قرار دارد؛ انرژی از سمت عرضه فشار می‌آورد و AI بخشی از آن را جذب می‌کند، اما این دو موتور یکدیگر را خنثی نمی‌کنند.

شوک انرژی و موج سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی: دو موتور اقتصاد جهانی

شوک انرژی فقط مسئله قیمت نفت نیست

یکی از خطاهای رایج در تحلیل شوک انرژی این است که تمام اثر آن را فقط به قیمت نفت خلاصه کنیم.

در واقع، انرژی یک ورودی عمومی برای اقتصاد است. افزایش هزینه آن می‌تواند از چند مسیر هم‌زمان عمل کند:

انرژی گران‌تر → هزینه تولید بالاتر → حاشیه سود کمتر یا قیمت مصرف‌کننده بالاتر → فشار بر درآمد واقعی → کاهش تقاضا

اما شدت این زنجیره برای همه اقتصادها یکسان نیست.

کشورهای صادرکننده انرژی می‌توانند بخشی از افزایش قیمت را از طریق درآمد صادراتی جذب کنند. در مقابل، واردکنندگان انرژی هزینه را مستقیم‌تر به تولید و مصرف منتقل می‌کنند. OECD نیز در چشم‌انداز ۲۰۲۶ تأکید کرده که اثر شوک انرژی به‌شدت به وضعیت واردکننده یا صادرکننده بودن اقتصاد بستگی دارد. شدت مصرف انرژی آن اقتصاد نیز اهمیت دارد.

آمار بانک جهانی نیز نشان می‌دهد که شوک انرژی در سال ۲۰۲۶ یک حرکت مقطعی کوچک نبوده است. این نهاد در چشم‌انداز آوریل خود پیش‌بینی کرد که شاخص انرژی در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۴ درصد افزایش یابد. طبق تازه‌ترین آمار این نهاد، شاخص انرژی در اوت نیز ۸.۸ درصد رشد ماهانه داشته است.

بنابراین حتی اگر قیمت انرژی از اوج بحران فاصله بگیرد، مسئله اصلی برای اقتصاد چیز دیگری است: این شوک چقدر دوام می‌آورد و تا چه حد به سایر قیمت‌ها راه می‌یابد؟

این تمایز مهم است. یک افزایش کوتاه‌مدت قیمت انرژی می‌تواند یک شوک سطح قیمت باشد؛ اما اگر انرژی گران برای مدت طولانی باقی بماند، اقتصاد با یک شوک هزینه‌ای پایدارتر و فشار بیشتر بر سرمایه‌گذاری و تولید روبه‌رو خواهد بود.

موتور دوم: چرا هوش مصنوعی فعلاً بخشی از ضربه را جذب کرده است؟

در سمت دیگر، سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی قرار دارد.

سرمایه‌گذاری AI را نباید صرفاً هزینه شرکت‌های فناوری برای خرید پردازنده و ساخت مدل در نظر گرفت. این موج اکنون شامل مجموعه‌ای بزرگ‌تر از سرمایه‌گذاری در مراکز داده، برق، شبکه، تراشه، تجهیزات سرمایشی، زیرساخت ارتباطی و ساختمان‌های تخصصی است.

بانک تسویه بین‌المللی (BIS) در ژوئیه ۲۰۲۶ نوشت که رونق AI با افزایش سرمایه‌گذاری، تجارت و بازارهای سهام همراه بوده است. آثار آن به شکل اثر ثروت و تغییر شرایط مبادله میان کشورها نیز خود را نشان می‌دهد. در عین حال، این نهاد تأکید می‌کند که بازده بهره‌وری AI هنوز قطعی و یکنواخت نیست.

این نکته برای اقتصاد کلان مهم است.

اگر سرمایه‌گذاری AI افزایش یابد، در کوتاه‌مدت می‌تواند تقاضا برای کالاهای سرمایه‌ای و خدمات مرتبط را بالا ببرد. حتی اگر پروژه‌ها هنوز بهره‌وری نهایی خود را اثبات نکرده باشند، خودِ فرآیند ساخت زیرساخت می‌تواند فعالیت اقتصادی ایجاد کند.

اما این موتور یک ویژگی متفاوت دارد: سرمایه‌گذاری AI برای ادامه مسیر به انتظار درباره بازده آینده وابسته است.

یعنی:

انتظار بازده بالاتر → سرمایه‌گذاری بیشتر → ساخت زیرساخت بیشتر → تقاضای اقتصادی بیشتر

اما اگر انتظار بازده سقوط کند:

کاهش انتظار بازده → کاهش سرمایه‌گذاری → کاهش تقاضای سرمایه‌ای → فشار بر رشد

BIS نیز همین نقطه را به‌عنوان یکی از ریسک‌های اصلی رونق AI مطرح کرده است: سرمایه‌گذاری بالا تا زمانی پایدار است که انتظارات درباره درآمد و بهره‌وری آینده بتواند هزینه سرمایه‌گذاری را توجیه کند.

پس AI هم‌زمان موتور رشد و منبع ریسک چرخه‌ای است.

پیوند انرژی و هوش مصنوعی: تناقض اصلی و گلوگاه زیرساخت

تناقض اصلی: هوش مصنوعی خودش به انرژی نیاز دارد

در اینجا دو موتور اقتصاد جهانی به یکدیگر گره می‌خورند.

AI برای اقتصاد فقط یک صنعت نرم‌افزاری نیست. بخش مهمی از زیرساخت آن به برق وابسته است.

آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) در گزارش جدید خود درباره انرژی و AI اعلام کرد که سرمایه‌گذاری مراکز داده رشد چشمگیری داشته است. این سرمایه‌گذاری در سال ۲۰۲۴ به حدود نیم تریلیون دلار رسید. سرمایه‌گذاری پنج شرکت بزرگ فناوری نیز در سال ۲۰۲۵ از ۴۰۰ میلیارد دلار عبور کرده است. این نهاد انتظار دارد سرمایه‌گذاری آنها در ۲۰۲۶ نیز ۷۵ درصد افزایش یابد.

در همین گزارش، این گزارش مصرف برق مراکز داده در سال ۲۰۲۵ را حدود ۴۸۵ تراوات‌ساعت برآورد می‌کند. IEA انتظار دارد این رقم تا ۲۰۳۰ تقریباً به دو برابر برسد. مصرف برق مراکز داده متمرکز بر AI حتی سریع‌تر رشد خواهد کرد.

IEA در گزارش برق ۲۰۲۶ نیز پیش‌بینی کرده که تقاضای جهانی برق در فاصله ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ به‌طور متوسط سالانه ۳.۶ درصد رشد کند. در آمریکا، حدود نیمی از این افزایش از توسعه مراکز داده سرچشمه می‌گیرد.

بنابراین، رابطه میان AI و انرژی خطی نیست. AI از انرژی استفاده می‌کند، اما هم‌زمان سرمایه‌گذاری برای پاسخ به این تقاضا را نیز تحریک می‌کند.

در نتیجه:

AI → مراکز داده → تقاضای برق → سرمایه‌گذاری انرژی و شبکه

این زنجیره می‌تواند برای رشد اقتصادی مثبت باشد. اما اگر عرضه انرژی و زیرساخت شبکه با سرعت کافی توسعه پیدا نکند، همین رشد می‌تواند مانع بعدی اقتصاد باشد.

گلوگاه واقعی ممکن است «سرمایه» نباشد؛ زیرساخت باشد

در مرحله اول رونق AI، مسئله اصلی این بود که چه کسی می‌تواند تراشه و سرمایه محاسباتی بیشتری تهیه کند. اکنون مسئله پیچیده‌تر است.

ساخت یک مرکز داده ممکن است در مقایسه با ساخت یک نیروگاه یا شبکه انتقال برق سریع باشد. IEA تأکید کرده که بخش انرژی، به دلیل زمان طولانی‌تر توسعه زیرساخت، ممکن است نتواند سرعت رشد تقاضای مراکز داده را دنبال کند.

این یعنی در اقتصاد AI، سرمایه به‌تنهایی کافی نیست. ممکن است تقاضا برای محاسبه وجود داشته باشد، سرمایه‌گذار آماده باشد و شرکت فناوری نیز پروژه را توجیه‌پذیر بداند؛ اما پروژه در انتظار اتصال به شبکه، ترانسفورماتور، تجهیزات تولید برق یا مجوز بماند.

IEA در ۲۰۲۶ همچنین هشدار می‌دهد که زنجیره تأمین توربین‌های گازی، ترانسفورماتورها، تراشه‌های پیشرفته و تجهیزات فناوری تحت فشار قرار گرفته است. در نتیجه، پروژه‌های مراکز داده با گلوگاه‌های شبکه و مجوز روبه‌رو هستند.

این مسئله یک تغییر مهم در اقتصاد AI ایجاد می‌کند: مزیت رقابتی آینده فقط در داشتن مدل بهتر نیست؛ در دسترسی به برق، شبکه، زمین، تجهیزات و سرمایه نیز هست.

در چنین شرایطی، انرژی دیگر فقط یک ورودی هزینه‌ای ساده نیست، بلکه بخشی از معماری رقابت فناوری است.

هوش مصنوعی و مصرف برق مراکز داده — تحلیل نکسچر

چرا اثر این دو موتور برای همه کشورها یکسان نیست؟

اگر اقتصاد جهانی را یک کل واحد در نظر بگیریم، ممکن است رشد ۳ درصدی سال ۲۰۲۶ تصویر آرامی به نظر برسد. اما میانگین جهانی بسیاری از تفاوت‌های مهم را پنهان می‌کند.

IMF در ژوئیه ۲۰۲۶ صراحتاً اشاره کرد که کشورهای حاضر در زنجیره فناوری و AI می‌توانند از تقاضای فناورانه سود ببرند. در مقابل، اقتصادهای واردکننده انرژی و کم‌ارتباط با زنجیره فناوری آسیب‌پذیرترند.

این وضعیت را می‌توان به چهار گروه ساده تقسیم کرد:

  • صادرکنندگان انرژی: افزایش قیمت انرژی می‌تواند درآمد و قدرت خرید آنها را بالا ببرد؛ هرچند ریسک ژئوپلیتیک و سرمایه‌گذاری نیز اهمیت دارد.
  • واردکنندگان انرژی با ظرفیت فناوری بالا: این کشورها از یک طرف با هزینه انرژی مواجه‌اند، اما از طرف دیگر می‌توانند از سرمایه‌گذاری AI و رشد بهره‌وری بهره ببرند.
  • واردکنندگان انرژی با ظرفیت فناوری محدود: این گروه در معرض دو فشار هم‌زمان قرار دارد: انرژی گران‌تر و سهم کمتر از موج سرمایه‌گذاری و بهره‌وری AI.
  • اقتصادهای دارای زیرساخت انرژی و فناوری: این کشورها می‌توانند از موقعیت خود برای جذب سرمایه‌گذاری AI استفاده کنند، مشروط به اینکه برق، شبکه و سرمایه کافی در دسترس باشد.

در نتیجه، موج AI لزوماً شکاف‌های اقتصادی را کاهش نمی‌دهد. در برخی شرایط حتی می‌تواند آنها را بیشتر کند. دلیل این است که سرمایه و فناوری بیشتر به سمت مناطقی حرکت می‌کنند که زیرساخت، نیروی انسانی و انرژی کافی دارند.

سیاست پولی و سناریوهای پیش رو

سیاست پولی با یک مسئله قدیمی در قالبی تازه روبه‌رو است

ترکیب انرژی گران و سرمایه‌گذاری قوی AI برای بانک‌های مرکزی یک مسئله پیچیده ایجاد می‌کند.

اگر انرژی تورم را افزایش دهد، سیاست پولی به‌طور طبیعی واکنش انقباضی نشان می‌دهد. اما اگر سرمایه‌گذاری فناوری هم‌زمان به رشد اقتصادی کمک کند، ضعف اقتصاد می‌تواند کمتر از حد انتظار برای یک شوک انرژی باشد.

در چنین وضعیتی، یک بانک مرکزی با دو سیگنال روبه‌روست: تورم بالاتر از یک طرف؛ فعالیت اقتصادی مقاوم‌تر از طرف دیگر.

BIS نیز در تحلیل خود درباره AI تأکید کرده که این فناوری هم‌زمان سمت تقاضا و عرضه اقتصاد را تغییر می‌دهد. همین موضوع تشخیص وضعیت واقعی چرخه اقتصادی را برای بانک‌های مرکزی دشوارتر می‌کند.

این موضوع اهمیت زیادی دارد. ممکن است یک اقتصاد در ظاهر رشد مناسبی داشته باشد، اما بخشی از این رشد ناشی از سرمایه‌گذاری شدید در زیرساخت AI باشد. در همان زمان، مصرف خانوار و بخش‌های سنتی اقتصاد می‌توانند ضعیف‌تر باشند.

از طرف دیگر، اگر AI واقعاً بهره‌وری را افزایش دهد، در میان‌مدت می‌تواند ظرفیت عرضه اقتصاد را بالا ببرد. این روند بخشی از فشار تورمی را نیز خنثی می‌کند.

بنابراین پرسش سیاست‌گذار فقط «نرخ بهره چقدر باشد؟» نیست. پرسش عمیق‌تر این است: کدام بخش از رشد فعلی، تقاضای موقتی سرمایه‌گذاری است و کدام بخش، افزایش پایدار ظرفیت تولید؟

سناریوی مثبت و سناریوی شکننده

اقتصاد جهانی در این نقطه الزاماً به سمت بحران حرکت نمی‌کند. اما کیفیت رشد اهمیت بیشتری از خود نرخ رشد پیدا کرده است.

سناریوی مثبت: در این سناریو، اختلال انرژی به‌تدریج کاهش می‌یابد و سرمایه‌گذاری در زیرساخت انرژی افزایش پیدا می‌کند. موج AI نیز از مرحله ساخت زیرساخت به مرحله افزایش بهره‌وری می‌رسد. در این حالت:

  • فشار انرژی کاهش می‌یابد
  • سرمایه‌گذاری AI ادامه پیدا می‌کند
  • بهره‌وری بهبود می‌یابد
  • رشد اقتصادی از سرمایه‌گذاری صرف به سمت تولید واقعی حرکت می‌کند
  • فشار تورمی ناشی از انرژی فروکش می‌کند

این همان ترکیبی است که می‌تواند یک چرخه سرمایه‌گذاری پایدارتر ایجاد کند.

سناریوی شکننده: در این سناریو، انرژی برای مدت طولانی گران می‌ماند و در عین حال بازده مورد انتظار پروژه‌های AI کاهش می‌یابد. در این حالت، دو موتور یکدیگر را خنثی نمی‌کنند؛ هر دو هم‌زمان افت می‌کنند:

انرژی گران → فشار بر حاشیه سود و مصرف

و هم‌زمان:

بازده پایین‌تر AI → کاهش سرمایه‌گذاری فناوری

IMF در سناریوهای خود نسبت به ریسک بازنگری در انتظارات بهره‌وری و سودآوری AI هشدار می‌دهد. این همان نقطه‌ای است که بازارهای مالی می‌توانند پیش از آمار اقتصادی واکنش نشان دهند؛ زیرا ارزش‌گذاری بسیاری از پروژه‌های AI به انتظارات آینده وابسته است.

آنچه باید از این پس رصد کرد

برای فهم اینکه اقتصاد جهانی به کدام سمت می‌رود، رصد یک شاخص کافی نیست. پنج دسته شاخص اهمیت بیشتری دارند.

  • اول مسیر انرژی: باید دید قیمت نفت و گاز، جریان تجارت انرژی، وضعیت ذخایر و ظرفیت عرضه چگونه تغییر می‌کنند.
  • دوم سرمایه‌گذاری AI: صرف افزایش مخارج سرمایه‌ای کافی نیست. باید دید این سرمایه‌گذاری در نهایت به درآمد، بهره‌وری و جریان نقدی واقعی می‌رسد یا نه.
  • سوم برق و شبکه: سرعت اتصال مراکز داده به شبکه، توسعه تولید برق، تجهیزات انتقال و محدودیت‌های محلی می‌تواند یکی از مهم‌ترین شاخص‌های واقعی اقتصاد AI باشد.
  • چهارم تورم و انتظارات تورمی: اگر انرژی گران فقط به یک شوک سطح قیمت محدود بماند، سیاست‌گذاری یک مسیر دارد. اما اگر به دستمزد، خدمات و انتظارات تورمی راه یابد، مسیر کاملاً متفاوت خواهد بود.
  • پنجم هزینه سرمایه و تأمین مالی: رونق AI به حجم بزرگی از سرمایه نیاز دارد. BIS و IEA هر دو بر اهمیت تأمین مالی برای ادامه ساخت زیرساخت AI تأکید کرده‌اند. اگر هزینه سرمایه بالا برود یا سرمایه‌گذاران نسبت به بازده AI بدبین باشند، حتی در صورت باقی ماندن تقاضای فناوری، سرعت ساخت زیرساخت می‌تواند کاهش پیدا کند.

جمع‌بندی نهایی

اقتصاد جهانی ۲۰۲۶ را نمی‌توان با یک روایت ساده از «شوک انرژی» یا «رونق هوش مصنوعی» توضیح داد. آنچه در حال شکل‌گیری است، تعامل دو چرخه است.

شوک انرژی از سمت عرضه، هزینه تولید و تورم را بالا می‌برد و برای واردکنندگان انرژی فشار ایجاد می‌کند. در مقابل، سرمایه‌گذاری AI از سمت تقاضا به رشد، تجارت، تولید سرمایه‌ای و برخی اقتصادهای متصل به زنجیره فناوری کمک می‌کند.

اما نکته مهم‌تر این است که این دو نیرو به یکدیگر متصل‌اند. AI به برق نیاز دارد. برق به سرمایه‌گذاری نیاز دارد. سرمایه‌گذاری به بازده مورد انتظار نیاز دارد. بازده نیز در نهایت باید خودش را در بهره‌وری و درآمد واقعی نشان دهد.

به همین دلیل، سؤال اصلی برای ماه‌های آینده این نیست که کدام‌یک «برنده» خواهد بود.

سؤال این است که آیا سرمایه‌گذاری AI می‌تواند نقش خود را از یک موتور تقاضا به یک موتور بهره‌وری تغییر دهد. این تغییر باید پیش از آن اتفاق بیفتد که محدودیت انرژی، شبکه و هزینه سرمایه سرعت آن را کاهش دهد.

اگر پاسخ مثبت باشد، اقتصاد جهانی می‌تواند بخشی از فشار شوک انرژی را با افزایش ظرفیت و بهره‌وری جذب کند.

اگر پاسخ منفی باشد، ممکن است شاهد اقتصادی باشیم که ظاهراً رشد می‌کند. اما همین اقتصاد هم‌زمان با هزینه انرژی بالاتر، سرمایه‌گذاری سنگین‌تر و شکنندگی بیشتر در انتظارات بازار روبه‌رو خواهد بود.

برای سرمایه‌گذار، معنای این وضعیت روشن است: نرخ رشد جهانی به‌تنهایی دیگر شاخص کافی برای سنجش کیفیت چرخه اقتصادی نیست؛ باید هم‌زمان مسیر انرژی، سرمایه‌گذاری فناوری، بهره‌وری و هزینه سرمایه را دید.

دیدگاه‌ها

یک پاسخ به “اقتصاد جهانی در دوراهی شوک انرژی و سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی”

  1. […] بسیار فراتر از جغرافیای خودش بر بازار جهانی بگذارد. تریگر هرمز، در کنار روند سرمایه‌گذاری کلان در فناوری، دوباره […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *