در ۸ سپتامبر ۲۰۲۶، تردد کشتیهای حامل کالا از تنگه هرمز دوباره افت کرد. همزمان، تهدیدهای تازه دربارهٔ محدودیتهای دریایی، توجه بازار انرژی را به خود جلب کرد. این تحولات، ریسک تنگه هرمز را به یک مسئلهٔ فوری برای بازار تبدیل کردند. رویترز گزارش کرده که در آغاز هفته تنها هفت کشتی کالایی از تنگه عبور کردهاند؛ همزمان، برنت به محدودهٔ ۹۸ دلار در هر بشکه رسید.
اما اهمیت هرمز فقط به مقدار نفتی نیست که در یک روز عبور میکند. بازار انرژی یک مسیر را صرفاً با حجم عرضهٔ امروز قیمتگذاری نمیکند. احتمال اختلال، هزینهٔ حمل، محدودیت مسیرهای جایگزین، موجودیها، امکان افزایش تولید و واکنش تقاضا هم وارد قیمت میآیند.
این همان تفاوت میان «کاهش عرضه» و «ریسک عرضه» است.
تنگه هرمز نمونهای روشن از این منطق است. یک گلوگاه جغرافیایی میتواند حتی پیش از حذف کامل عرضه، قیمت انرژی را جابهجا کند. این اثر از چند مسیر میگذرد: افزایش حق ریسک، هزینهٔ بیمه و حمل، تغییر مسیر تجارت، کاهش موجودیهای قابلدسترس و نگرانی دربارهٔ آینده.
این الگو یکی از مضامین پرتکرار اقتصاد کلان است.
تریگر چیست؟
در ۸ سپتامبر، بازار دوباره با همان مسئلهای روبهرو شد که چند ماه است قیمت انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد: تنگه هرمز هنوز یک مسیر عادی تجاری نیست.
رویترز گزارش کرده که در روز دوشنبه تنها هفت کشتی کالایی از تنگه عبور کردهاند؛ یک روز قبل این رقم هشت فروند بود. این افت تردد، پس از تهدید ایران به واکنش علیه حملات جدید آمریکا، رخ داد.
همزمان، قیمت نفت برنت تا حدود ۹۸.۲۵ دلار در هر بشکه بالا رفت و WTI به حدود ۹۳.۷۰ دلار رسید. بازار در حال قیمتگذاری احتمال ادامهٔ اختلال است، نه صرفاً حجم نفتی که همان روز از تنگه عبور نکرده است.
این تفاوت، کلید فهم رفتار بازار انرژی است.
اگر مسئله را فقط به این سؤال محدود کنیم که «چند بشکه نفت کم شد؟»، بخش مهمی از داستان را از دست میدهیم.
سؤال درستتر این است: بازار برای احتمال اینکه عرضهٔ انرژی در آینده با چه میزان عدمقطعیتی همراه باشد، چه قیمتی میپردازد؟
تنگه هرمز چرا یک گلوگاه معمولی نیست؟
تنگه هرمز باریک است، اما اهمیت آن از اندازهٔ جغرافیاییاش بسیار بزرگتر است.
بر اساس آمار IEA، در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از این مسیر عبور کرده؛ حدود یکچهارم تجارت دریابرد نفت جهان. بخش عمدهٔ این جریان هم به آسیا میرود.
در بازار گاز، وابستگی حتی از زاویهٔ دیگری اهمیت پیدا میکند. تقریباً تمام LNG صادراتی قطر و بخش عمدهٔ LNG امارات از این مسیر عبور میکند؛ جریان LNG هرمز در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۱۹ درصد تجارت جهانی LNG را در بر میگرفت.
بنابراین هرمز فقط یک مسیر نفتی نیست. این تنگه همزمان بر نفت خام، فرآوردههای نفتی، LNG، هزینهٔ حمل، موجودیهای منطقهای و امنیت انرژی کشورهای واردکننده اثر میگذارد.
به همین دلیل، اختلال در هرمز اغلب از بازار نفت سرریز میکند و به بازار گاز، برق، حملونقل، پتروشیمی و حتی تورم مصرفکننده میرسد. همین گستردگی نشان میدهد که نفت روی همهچیز اثر میگذارد، نه فقط روی پمپ بنزین.
بازار چرا پیش از کمبود واقعی واکنش نشان میدهد؟
بازار انرژی آینده را هم قیمتگذاری میکند.
فرض کنید امروز هنوز مقدار قابلتوجهی نفت در مخازن و مسیرهای جایگزین وجود دارد. اگر این احتمال جدیتر باشد که عبور نفتکشها در هفتههای آینده سختتر خواهد بود، خریداران ممکن است زودتر برای تأمین محموله اقدام کنند.
در نتیجه، ترس از کمبود میتواند پیش از خود کمبود، قیمت را جابهجا کند.
این همان نقطهٔ ورود حق ریسک ژئوپلیتیک به قیمت است.
قیمت نفت در چنین شرایطی فقط تابع عرضه و تقاضای فیزیکی امروز نیست؛ انتظارات دربارهٔ عرضه و تقاضای آینده، احتمال اختلال و هزینهٔ جایگزینی هم در آن بازتاب مییابند.
تجربهٔ ۲۰۲۶ این سازوکار را بهروشنی نشان میدهد. IEA گزارش کرده که قیمت نفت در ژوئیه، در واکنش به تغییرات سریع در وضعیت درگیری و جریان عرضه، نوسان شدیدی داشت. این نوسان به دامنهای حدود ۴۰ دلار در هر بشکه رسید؛ قیمت نفت دریای شمال در ۲۳ ژوئیه به حدود ۱۰۵ دلار رسید.
این رفتار نشان میدهد بازار فقط به «بشکههای ازدسترفته» واکنش نمیدهد؛ به احتمال تغییر وضعیت هم واکنش نشان میدهد. این واکنش زودهنگام تأیید میکند که نقدینگی و انتظارات، بیش از تحولات روزانه، رفتار بازارها را شکل میدهند.
موجودیها، اولین ضربهگیر بازارند
یکی از دلایلی که قیمت نفت همیشه متناسب با حجم اختلال بالا نمیرود، موجودیهاست.
اگر ذخایر تجاری یا راهبردی کافی باشند، موجودیها میتوانند موقتاً بخشی از شوک عرضه را جذب کنند.
اما موجودی هم بینهایت نیست. وقتی بازار احساس کند اختلال طولانی خواهد بود، اهمیت موجودی افزایش پیدا میکند: خروج هر بشکه از ذخایر، بخشی از حاشیهٔ امنیت آینده را کم میکند.
IEA در گزارش اوت خود اعلام کرد که اختلال هرمز و کاهش جریانهای صادراتی، برآورد عرضهٔ جهانی نفت برای ۲۰۲۶ را کاهش داد. بر اساس این گزارش، عرضهٔ جهانی نفت برای ۲۰۲۶ به ۱۰۲ میلیون بشکه در روز رسید. همزمان، تقاضای نفت هم به دلیل قیمتهای بالاتر و اختلال در زنجیرههای تأمین رو به کاهش برآورد شد.
این یعنی بازار دو طرف معادله را همزمان تنظیم میکند: عرضهٔ کمتر، قیمت بالاتر، مصرف کمتر و در نتیجه خنثیشدن بخشی از فشار عرضه.
به همین دلیل، اثر یک شوک انرژی ثابت و خطی نیست.
مسیر جایگزین وجود دارد؛ اما جایگزین کامل نیست
یکی از مهمترین سوءبرداشتها دربارهٔ هرمز این است که «مسیر جایگزین» را الزاماً به معنای «ظرفیت جایگزین کامل» بدانیم.
چنین نیست.
IEA برآورد میکند حدود ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز ظرفیت خطلولهای وجود دارد که میتواند بخشی از نفت را از مسیرهای جایگزین خارج کند. این ظرفیت محدود است و کل جریان عبوری از هرمز را پوشش نمیدهد.
EIA هم گزارش کرده که در سهماههٔ دوم ۲۰۲۶، جریان نفت و مایعات نفتی از هرمز بهطور متوسط حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز بود؛ این رقم در سهماههٔ چهارم ۲۰۲۵، پیش از آغاز جنگ، ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود. بخشی از جریان هم از مسیرهای جایگزین عبور کرده است.
پس ظرفیت جایگزین، بیشتر یک ضربهگیر است تا یک نسخهٔ کامل از هرمز؛ و بازار دقیقاً همین تفاوت را قیمتگذاری میکند.
نفت تنها مسئله نیست؛ گاز میتواند حساستر باشد
در بازار LNG، مسئله حتی ساختاریتر است.
برای نفت، مسیرهای جایگزین یا تولیدکنندگان دیگر میتوانند بخشی از جریان را جبران کنند. اما LNG قطر و امارات از نظر مسیر صادراتی محدودیت بیشتری دارد.
IEA برآورد کرده اختلال در هرمز تقریباً ۲۰ درصد عرضهٔ جهانی LNG را متأثر کرده؛ افزایش تولید از آمریکای شمالی، آفریقا و استرالیا فقط تا حدی افت صادرات قطر و امارات را جبران کرده است.
این موضوع در قیمت گاز اروپا و آسیا هم منعکس شد. طبق گزارش IEA، میانگین قیمت TTF اروپا در سهماههٔ دوم ۲۰۲۶ حدود ۳۲ درصد بالاتر از سال قبل بود. قیمت LNG آسیا هم در همین بازه ۴۵ درصد رشد سالانه داشت.
در اینجا، مشکل فقط «کمبود LNG» نیست؛ مشکل رقابت بیشتر برای محمولههای انعطافپذیر موجود است.
اگر آسیا برای جبران کمبود LNG قطر محمولهٔ بیشتری بخواهد، اروپا هم ممکن است برای همان محمولهها رقابت کند. در نتیجه، یک اختلال جغرافیایی میتواند قیمت را حتی در بازارهای بسیار دور از خلیج فارس تغییر دهد.

چرا قیمت نفت همیشه به اندازهٔ ترس بازار بالا نمیرود؟
این سؤال در وضعیت فعلی اهمیت ویژهای دارد.
در ۸ سپتامبر، با وجود کاهش شدید تردد و تشدید ریسک ژئوپلیتیک، برنت هنوز زیر ۱۰۰ دلار معامله میشد.
چند عامل میتواند چنین رفتاری را توضیح دهد. اول، بخشی از جریان نفت همچنان برقرار است؛ رویترز در ۸ سپتامبر گزارش کرده که اخیراً حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز از هرمز عبور کرده است. دوم، مسیرهای جایگزین فعالاند و تولیدکنندگان خلیج فارس بخشی از جریان را از خطوط لوله و مسیرهای دیگر منتقل کردهاند.
سوم، تقاضا هم واکنش نشان میدهد. رویترز گزارش کرده کاهش مصرف چین، ذخایر بالای این کشور و افت فعالیت پتروشیمی، بخشی از فشار بازار را خنثی کردهاند. چهارم، تولید خارج از خلیج فارس محدودیتهای بخشی از عرضه را جبران میکند.
پس بازار انرژی یک سیستم ثابت نیست که با حذف یک واحد عرضه، قیمت دقیقاً به یک مقدار مشخص برسد. بازار دائماً بین عرضه، تقاضا، ذخایر، مسیرهای حمل، ظرفیت مازاد و انتظارات آینده، تعادل تازهای پیدا میکند.
اوپکپلاس چه نقشی دارد؟
واکنش تولیدکنندگان یکی از متغیرهایی است که باید در کنار هرمز رصد کرد.
در ۶ سپتامبر، هفت عضو OPEC+ تصمیم گرفتند تولید موردنیاز سپتامبر را برای اکتبر ۲۰۲۶ هم حفظ کنند. این هفت کشور شامل عربستان سعودی، روسیه، عراق، کویت، قزاقستان، الجزایر و عمان بودند و اعلام کردند ماهانه شرایط بازار را بررسی خواهند کرد.
این تصمیم بهتنهایی به معنای حلشدن ریسک عرضه نیست. اما اهمیت آن در این است که بازار باید همزمان دو مسیر را قیمتگذاری کند: ریسک اختلال در جریان فعلی، در برابر توان تولیدکنندگان برای واکنش به اختلال.
هرچه ظرفیت واکنش تولیدکنندگان کمتر باشد، حق ریسک ژئوپلیتیک اهمیت بیشتری پیدا میکند.
تنگه هرمز چگونه تورم را به اقتصاد منتقل میکند؟
مسیر انتقال از انرژی به اقتصاد تقریباً این زنجیره را دنبال میکند:
- اختلال در هرمز
- افزایش هزینه و ریسک حمل انرژی
- افزایش قیمت نفت و گاز
- افزایش هزینهٔ سوخت و حملونقل
- افزایش هزینهٔ تولید و مواد اولیه
- فشار بر قیمت کالاها و خدمات نهایی
اما این انتقال فوری و یکبهیک نیست.
در برخی اقتصادها، قیمت سوخت مستقیماً به مصرفکننده میرسد. در اقتصادهای دیگر، اثر اصلی از مسیر برق، پتروشیمی، کود شیمیایی یا هزینهٔ حمل عبور میکند.
به همین دلیل، شوک انرژی میتواند همزمان تورمی و رکودی باشد: هزینهها را بالا میبرد و در عین حال قدرت خرید و تقاضا را کم میکند.
بانک جهانی هم در تحلیل شوک انرژی ۲۰۲۶ تأکید کرده بود که اختلالات انرژی از مسیر افزایش قیمت انرژی، به اقتصاد جهانی راه مییابند. این انتقال ابتدا قیمت انرژی را بالا میبرد، سپس به مواد غذایی میرسد و در نهایت تورم عمومی را شکل میدهد.
در اقتصادهایی که به درآمد نفتی وابستهاند، انتقال درآمد نفتی به تورم حتی سریعتر رخ میدهد. یادآوری این نکته هم مهم است که تورم فقط افزایش قیمت نیست؛ فرسایش تدریجی قدرت تصمیمگیری خانوار و بنگاه هم هست.
کدام متغیرها را باید از این پس رصد کرد؟
برای تحلیل ریسک هرمز، دنبالکردن قیمت نفت بهتنهایی کافی نیست. پنج متغیر اهمیت بیشتری دارند.
تردد واقعی کشتیها
آیا عبور کشتیها در روزها و هفتههای آینده افزایش مییابد یا کاهش؟
IEA یک ابزار پایش تردد دریایی برای هرمز، بابالمندب و سایر گلوگاههای منطقه دارد که آمار IMF PortWatch را دنبال میکند؛ خود IEA هم هشدار میدهد اختلال GPS، جعل AIS و خاموشبودن فرستندهٔ کشتیها میتواند دقت این اطلاعات مشاهدهای را محدود کند.
موجودی نفت و فرآوردهها
اگر موجودیها سریعتر از انتظار کاهش یابند، بازار نسبت به اختلال طولانی حساستر خواهد بود.
جریان LNG
برای گاز، حجم و مسیر محمولههای قطر و امارات اهمیت ویژه دارد؛ زیرا امکان جایگزینی کامل آنها در کوتاهمدت محدود است.
مسیرهای جایگزین
افزایش ظرفیت انتقال در خطوط لوله و مسیرهای جایگزین، فشار روی بازار را کم میکند؛ اما این ظرفیت محدود میماند.
واکنش تقاضا
اگر قیمت بالا بماند، کاهش مصرف میتواند بخشی از شوک عرضه را جذب کند. IEA هم در برآوردهای ۲۰۲۶، کاهش تقاضای نفت را در واکنش به قیمتهای بالاتر و محدودیت عرضه لحاظ کرده است.
مسئلهٔ اصلی «بستهبودن یا بازبودن» نیست
یکی از خطرناکترین سادهسازیها این است که وضعیت هرمز را فقط با دو حالت «باز» یا «بسته» تعریف کنیم.
بازار انرژی چنین کار نمیکند.
ممکن است تنگه از نظر حقوقی یا فیزیکی کاملاً بسته نباشد؛ اما اگر تعداد کمی کشتی حاضر به عبور باشند و هزینهٔ بیمه بالا رفته باشد، ظرفیت اقتصادی مسیر عملاً کاهش مییابد. همینطور، وقتی کشتیها مسیرشان را تغییر میدهند و مالکان کالا با تأخیر روبهرو میمانند، این کاهش ظرفیت تشدید مییابد.
از سوی دیگر، ممکن است بخشی از جریان برگردد؛ اما بازار هنوز، به دلیل احتمال حمله یا اختلال بعدی، حق ریسک بالایی مطالبه کند.
بنابراین معیار مهمتر از «باز یا بستهبودن» این است: این مسیر با چه سطحی از اطمینان و با چه هزینهای قابلاستفاده است؟
همین نقطه، تفاوت میان زیرساخت فیزیکی و ظرفیت اقتصادی واقعی را نشان میدهد.
جمعبندی؛ چرا این تریگر یک الگوی همیشگی بازار انرژی است؟
تریگر سپتامبر ۲۰۲۶ یک درس قدیمی بازار انرژی را دوباره برجسته کرده است: قیمت نفت و گاز فقط قیمت عرضهٔ موجود نیست؛ قیمت ریسک دسترسی به عرضه است.
تنگه هرمز، به دلیل حجم عظیم انرژی عبوری و محدودبودن مسیرهای جایگزین، یک متغیر کلیدی در این معادله است. اما اثر آن از یک رابطهٔ سادهٔ «هرمز بستهتر یعنی نفت گرانتر» پیچیدهتر است.
موجودیها، تولید جایگزین، مسیرهای صادراتی، کشش تقاضا، LNG، سیاست تولیدکنندگان و احتمال تشدید یا کاهش تنش، همگی در قیمت نهایی نقش دارند.
به همین دلیل، برای خواندن بازار انرژی در دورهٔ بحران باید بهجای یک عدد، زنجیرهٔ انتقال شوک را دنبال کرد: گلوگاه، جریان فیزیکی، ریسک، حمل و بیمه، موجودی، قیمت، تقاضا، تورم.
این زنجیره توضیح میدهد چرا یک تنگهٔ باریک میتواند اثری بسیار فراتر از جغرافیای خودش بر بازار جهانی بگذارد. تریگر هرمز، در کنار روند سرمایهگذاری کلان در فناوری، دوباره یادآوری میکند که اقتصاد جهانی در دوراهی شوک انرژی و تصمیمهای بزرگ سرمایهگذاری قرار دارد.
